I Thought I Thoght Of Everything.
صبح زود بیدار شوی و باران ریختهباشد. روز قبلش برادرهایت را به شوهرت نشان دادهباشی و کسی به تو گفته باشد : خانُم فلاح، اولین بیست دانشگاهیتان را از من بگیرید. دنیا خیس باشد و بروی روی تراس به خودت بگویی رنگهایی از این بهتر ندیدهای. سبز که میدود توی نارنجی و قرمز و برمیگردد روی سبز. حقّش است لرنینگ تو فلای را بگذاری یا نه؟ هست. هست.
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۹:۱۹ ق.ظ توسط سابافالا
|