پ ن : این رو تو وبلاگ یلدا کامنت کردم اول. بعدشم تصمیم گرفتم بیام این جا بگمش. لابد واس این که خودمو از اون حاشیه امن بی‌قضاوت همیشگی‌م بکشم بیرون.

۱. نه، جدی، می‌خام بدونم، سکه میشه نهصد تومن و کوشت کیلویی ده‌ونیم و دلار دو تومن مهم‌تره یا یه کار شخصی یه بازیگر معمولی که هیچ‌کجاش هیچ ربطی‌م به ما نداره، که ملت دارن مث پاپ‌کورن ِ تو ماکروفر بالا پایین می‌پرن بابتش؟

۲. من می‌گم بیاین یه‌جور دیگه بهش نگا کنیم. اون‌قدرام مهم نیست این قضیه. می‌دونی چی می‌گم؟ قبل این‌که بیایم حالا پرچم یا نیزه دستمون بگیریم و حمله کنیم ازش یا ازش دفاع، بیایم یاد بگیریم این همه قضاوت‌گر نباشیم. این همه لیبل ِ "خوب بود بد بود عالی بود افتضاح بود ارزش بود تابوشکنی بود" نزنیم. چیزی که عجیبه اینه که این همه موضوع هس واس این که دغدغه ذهنیمون باشه. واس قضاوت. چرا ما باید همه چیو داوری کنیم اساسن؟ از همه چی یه معنایی، یه ارزشی چیزی دربیاریم؟ این کار معمولیه وسط یه روز معمولی تو یه دنیای معمولی این همه کف و هورا و تف و لعنت چیه دیگه؟


پ ن : اولی حرف من نیس. اما منم قبولش دارم.

پ ن : دومی کاملن حرف خودمه.